تبليغاتX
با که گویم ...
با که گویم ...
الهی تو مرا به جرم من مگیر و من تو را به کرم تو بگیرم زیرا که کرم تو اظهرمن الشمس است و من با جرم خود ذره حقیرم. (خواجه عبدالله انصاری)

یا رب به کرم در من درویش نگر

در من منگر، در کرم خویش نگر

هرچند نیم لایق بخشایش تو

بر حال من خسته دل ریش نگر


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |


شادم به دمی کز آرزویت گذرد

خوش دل به حدیثی که ز رویت گذرد

نازم به دو چشمی که به سویت نگرد

بوسم کف پایی که به کویت گذرد

*****************

قدت٬ قدم ز بار محنت خم کرد

چشمت٬ چشمم چو چشمه ها پرنم کرد

خالت٬ حالم چو روز من تیره نمود

زلفت کارم چو تار خود درهم کرد

****************

از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد

وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشق تو در خاک نهان خواهم شد

با مهر تو سر زخاک برخواهم کرد


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |

در دیده بجای خواب٬ آبست مرا

زیرا که به دیدنت شتاب است مرا

گویند : بخواب تا به خوابــــش بینی

ای بی خبران! چه جای خوابست مرا


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |

 ما دل ز غم تو خسته داریم ای دوست

 از غیر تو دیده بسته داریم ای دوست

 گفتی که به دل شکستگان نزدیکم

 ما نیز دل شکسته داریم ای دوست

ما نیز دل شکسته  داریم ای دوست

 از بار گنه شد تن مسکینم پست

 یا رب چه شود اگر مرا گیری دست

 گر در عملم آنچه تو را شاید نیست

 اندر کرمت آنچه مرا باید هست


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |

یا اله العاصین

گر من گنه اهل جهان کردستم

لطف تو امید است که گیرد دستم

گفتی که به روز عجز دستت گیرم

عاجز تر از این مخواه که اکنون هستم


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |