تبليغاتX
با که گویم ...
با که گویم ...

این‌طرف

توی تار عنكبوت شهر
هیچ‌كس نمی‌شناسدت
هیچ رهگذر تو را سلامی آشنا نمی‌كند
ای غریبِ دربه‌در!
آی مردِ روستا
                پدر!
*
دست سبز تو
               به سمت آسمان‌خراش‌ها بلند نیست
زخم‌های كهنة دلت
جنسِ مشتری‌پسند نیست
قلب ساده‌ات
              شبیه آنچه می‌خرند نیست
پای تو به دست هیچ پاره‌آهنی به‌ بند نیست
این‌طرف نمان
این‌طرف برای تو
كار نیست
چشم‌های در خزان نشستة تو را
                                 بهار نیست
روی دست هیچ‌كس
مثل دست‌های تو
تاولی به یادگار نیست
*
مرد روستا!
            پدر!
                 زمین اگركه خشك شد
آسمان اگركه گریه‌ای به حال تو نكرد
یا اگر نبود مرهمی برای زخم خاك
باز خوش‌ به ‌حال تو
              كه خوشه‌های زردِ درد را
ـ گندمی كه نان نمی‌شود ـ
در خیال دسته‌دسته می‌كنی
این‌طرف اسیرِ تارها نمان
این‌طرف
هیچ‌كس نمی‌شناسدت
آن‌طرف ولی زمین و آب
                          آشنای توست
روی كرت‌ها
جای پای توست
رودخانه هم
هم‌صدای توست
پس به خانه‌ات
                 ـ به روستا ـ برو

گرچه خانه‌ای برای تو نمانده است.

به نقل از لوح


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |
 

الهی فرمودی که در دنیا بدان چشم که در توانگران می نگرید به درویشان و مسکینان نگرید.

الهی تو کریمی و اولی تری که در آخرت بدان چشم که در مطیعان نگری در عاصیان نگری.


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |

ای بی نیاز آمده ام بر در تو باز
بر درگه قبول تو آورده ام نیاز

امیدوار بر در لطفت فتاده ام
امید کز درت نشوم ناامید٬ باز

دل زان تست٬ بر سر کویت فکنده ام
زیرا به دل توئی٬ که تو دانیش جمله راز

گر یک نظر کنی به دل سوخته جگر
بازش رهانی از تف هجران جان گداز

از کارسازی دل خود عاجز آمدم
از لطف خویش کار دل خسته ام بساز

خوارش مکن به ذل حجاب خود ای عزیز
زیرا که از نخست بپرورده ای به ناز

چون بر در تو بار بود دوستانت را
ای دوست٬ در به روی طفیلی1 مکن فراز2

بخشای بر عراقی مسکینت ای کریم
از لطف شد کن دل غمگینش ای رحیم

پی نوشت:

1-      طفیلی: مهمان ناخوانده، منسوب به طفیل الاعراس یا طفیل العرائس یعنی طفیل بن زلال کوفی که به مهمانیها ناخوانده رفتی.

2-      فراز کردن: بستن (حضور خلوت انس است و دوستان جمعند/ و ان یکاد بخوانید و در٬ فراز کنید)


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |

یا رب گناه اهل جهان را به ما ببخش
ما را سپس به رحمت بی منتها ببخش

هرچند ما نه ایم سزاوار رحمتت
ما را بدانچه نیست سزاوار ما٬ ببخش

گفتی که مستجاب کنم گر دعا کنی
توفیق هم عطا کن و حال دعا ببخش

قصد دعا اجابت امر است٬ ورنه من
خود کیستم که بر تو بگویم خطا ببخش؟

ما را امید عفو تو مغرور کرد و بس
گر شد خطا بدین سخن بی ریا ببخش

این اولین گذشت تو نبود ز جرم ما
بخشیده ای چنانکه به ما بارها٬ ببخش

تا هچو دیگران به نوایی مگر رسیم
ما بسوز سینه هر بینوا ببخش

دلهای ما که تیره شد از زنگ معصیت
یا رب به نور معرفت خود صفا ببخش

دور ار ز کاروان سعادت فتاده ایم
ما را به رهروان طریق وفا ببخش

آلوده از نخست نبودیم کامدیم
ما را به حسن سابقه٬روز جزا ببخش


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |

السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما

ما به دنبال تو می گردیم و تو دنبال ما

ماه پیدا ، ماه پنهان ، ماه روشن ، ماه گم

رؤیت این ماه یعنی نامة اعمال ما

خاصه این شبها که ابر و باد و باران با من است

خاصه این شبها که تعریفی ندارد حال ما

کاش در تقدیر ما باشد همه شبهای قدر

کاش حوّل حالنایی تر شود احوال ما

این سحرها در زلال ربنا گم می شویم

این سحرها آسمان گم می شود در بال ما

ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم

ماه با پای خودش آمد به استقبال ما

گوشه چشمی به ما بنمای ای ابروهلال

تا همه خورشید گردد روزی امسال ما


لينك ثابت | نویسنده : هیهات | موضوع | تاريخ |